نحوه خوابیدن امیرعلی
امیرعلی کوچولو برای خواب شب مامانی و البته بابایی رو کمی اذیت می کنه!!!!!!!
پسرک بازیگوش ما از وقتی به دنیا اومد شبها خیلی بی قراری و گریه می کرد و از همون اول آرزوی خواب شبانه رو به دل ما گذاشت!! همچنان هم اوضاع به همون منوال هستش.شبها حدود ساعت 11:30 بابایی لطف میکنن چراغهارو خاموش میکنن تا کمکی در حد توان کرده باشن بعد روی مبل دراز می کشن و بعد از گذشت چند دقیقه لالا..!!! بابایی عقیده دارن وقتی خانه تاریک باشه شما لالا می کنی!! البته تجربه خلاف این مسئله رو ثابت کرده...
یک تجربه عینی هم بهم ثابت کرده زور کردن بچه ها برای خواب دردسر سازه!اگه پیش فرض این باشه که ای داد بیداد دوباره مصیبت خوابوندن بچه،یا دوباره دردسرم با تو شروع شد؛کار سخت تر میشه.
من به این نتیجه رسیدم که بهترین کار اینه که امیرعلی رو به حال خودش بگذارم تا خسته بشه و خوابش ببره...
خلاصه بعد از اینکه بابایی خاموشی می زنن... چند دقیقه بعد... خرررر پففففف...
اما شما همچنان در حال شیطنت،انگار نه انگار که همه جا نسبتا تاریکه و فقط یک چراغ کوچک روشنه!به اتاق ها سرک می کشی،همه جا رو به هم ریخته می کنی و وقتی کنجکاوی هات تموم شد،میای سراغ من و شروع می کنی به غر زدن که یعنی خوابم میاد!!
عادت داری موقع خواب هم شیر بخوری،شیر خوردنت هم داستان داره... انقدر وول می خوری که نگو!!وول...شیر...وول...شیر...وول...شیر...وول...شیر...وول...شیر... و این داستان همچنان ادامه داره تا اینکه خوابت می بره. و اما این آخر ماجرا نیست!!
تا صبح چندین بار بیدار می شی و شیر می خوری و دوباره می خوابی...
جالب اینجاست که بابایی صبح که بیدار میشه میگه خدا رو شکر دیشب امیرعلی به موقع و راحت خوابید...

و این هم من در پاسخ بابایی







نحوه خوابیدن امیرعلی
